الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني
31
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )
اينست كه اختلاف صيغه وزيادت حروف در لغت بي نكته نباشد ، اگر چند علماء غالبا به اين معنى در باب مفاعله تصريح نكرده اند ، ولى كليه قانون لغات وخصوصيات كلمات مهره فن وأساطين صناعت در دست است ، وآنها مقوى اين خيال ومقرب اين احتمالند ، اين همه بر فرض آنست كه ولى در لغت به معنى أحب استعمال شده باشد ، ولي بعضيي نفيي كرده اند ، وبنابر اين استعمال موالات وتولى در محبت به ملاحظه ملازمه تأكد قربى است كه مدلول صيغه است با محبت وعليهذا ولي مأخوذ از موالات است مثل بديع از ابداع ، واين كلام في الجملة جاى مناقشه وتأمل دارد ، اگر چه متبع در هر حال استعمال است ، والله العالم . نصب : در أصل لغت به معنى بر پاى داشتن چيزى است ، وأكثر معاني اين لفظ از قبيل نصب نحوى ، ونصب به معنى غناي مخصوص ، ونصيب به معنى سهم ، ونصاب به معنى حد ، ونصب به معنى معبود باطال راجع به اين استعمال است ، واز وجوه أو است اينكه مىگويند نصب له العداوة ، يا نصب له الحرب ، يا ناصبه العداوة ، واز فروع اين استعمال أخير است نصب به معنى عداوت أمير المؤمنين عليه السلام نه اينكه معنى لغوى اصلى باشد ، چه معقول نيست كه اضافه به مضاف اليه جزئي حقيقي متأجر الوجود به سنين متطاوله از زمان وضع ملحوظ واضع باشد ، ولفظي براي أو وضع كند با اينكه نصب به معنى عداوت به هيچ وجه نيست بلكه استعمالى است به حذف متعلق كه عداوت باشد ، وبه كثرت استعمال ظهورى يافته ، ومراد بعض لغويين كه فتهاند مجاز است اينست كه ما تحقيق كرديم ، واز اينجا معلوم مىشود كه آنچه صاحب ( حدايق ) تخيل كرده - كه نصب در لغت حقيقت در تدين به بغض أمير المؤمنين است به استناد به ظاهر عبارت ( قاموس ) كه گفتهاند " النواصب والناصبيه وأهل النصب المتدينون ببغضة بعلي " - وجهي ندارد ، چه وظيفة لغوى جز بيان جزئيات مورد استعمال نيست